تبليغاتX
venus*

venus*
دست هایت را میگیرم تا قلبت را لمس کنم...! 
قالب وبلاگ

به حضرت زهرا:

درست وقتی که هر چی درِ بسته ست،

تو رو یادم میاد با رویِ بازت

بازم بانو بیا اشکامو پاک کن

تو با دنباله یِ چادر نمازت

       ***

تو که اسمت رو یِ انگشتریمه،

تو که یک لحظه از یادم نمیری،

درست وقتی رسیدم آخر خط،

تو میتونی برام فرصت بگیری...

      ***

دارم از دست میرم باورم کن،

نباشی تو،کیو باید صدا کرد؟

خدا رو باخودت بردی،نمیشه

بدونِ دست هایِ تو دعا کرد...

     ***

به اسمت که قسم میدم خدا رو،

هوامو بیشتر از همیشه داره،

تو که پادر میونی کرده باشی،

مگه میشه رو حرفت نه بیاره؟

                               "حدیث دهقان"

تقدیم به مادرِ عزیزم و همه یِ مادر هایِ صبور و مهربون...

صدایت که در خانه مان طنین انداز میشود،نفس میکشیم به هوایِ بودنت،

به هوایِ سایه ات که رویِ سرمان است...

پاک دامنیت را که وام دارِ پاک دامنیِ بانویِ عزیزمان است میستاییم،

من و خواهرِ کوچکم هرروز پاک زندگی کردن را از گل هایِ دامانِ تو به امانت میگیریم...

دعاهایِ من برایِ همیشه بودنت تنها دلخوشیِ من است.

دوستت دارم،

به جبرانِ لحظه هایی که چشم هایت بارانی شدند،

دوستت دارم...

به جبرانِ مهربانی هایت در این هجده سال...

بانو یِ خانه یِ مابمان و منت بگذار به خاطرِ مهربانیت،

که منّتِ تو مارا به اوج میبرد...


مهتاب نوشت:تولّد حضرتِ فاطمه(س)رو بهتون تبریک میگم،ما کجا و...

/هفت شهرِ عشق راعطّار گشت  ماهنوز اندرخَمِ یک کوچه ایم/


مهتاب نوشت2:صدایِ اسپیکر هاتون رو هم اگه دوست داشتتید زیاد کنید:)


برچسب‌ها: مناسبتی, تقدیمی
[ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 12:21 ] [ مهتاب ]
کجا میروی بانو؟

کجامیروی؟

مگر دلِ شکسته ی علی جانمان راندیدی؟

هیچ میدانی غربتِ علی را دیگر ژرفایِ چاه هم طاقت ندارد؟

بانو بی تو علی چگونه کمر راست کند؟

بانو تو که سنگِ صبور همه یِ درد ها بودی،

تو که غم و غصه یِ یک دنیارا به دوش میکشیدی،

تو که داراییت تمامِ بهشت است،

غریبی علی جانمان را ببین،

ببین چگونه آن همه هیبت و شکوه در مقابل غم ِتو کمر خم کرده.

بانو بچّه ها بهانه یِ نبودنت را از پدرشان میگیرند،

بانو!فدای مظلومیّتتان شوم،

بعد از شمادلمان میگیرد،

دلمان به حالِ بی کسی ِ خودمان میسوزد...

بانو آخر چگونه عظمت تو را وصف کنم؟با کدام عقل؟

عشقتان را میخواهم

که جزآن هیچ معرفتی کسب نمیشود...



برچسب‌ها: مناسبتی
[ چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 ] [ 20:12 ] [ مهتاب ]

چقدر خوب است باران...

چقدر خوب بلد است دلِ من را ببرد،

چقدر خوب حواسم را پرت ِ نگاه کردنش میکند.

هنوز با هم هم باران نشدیم...

هنوز جایِ نفس هایت زیرِ باران خالـی ست،

هنوز وقتی نیستی نفس کم می آورم،برایِ ادامه یِ راهم،

ادامه یِ زنده ماندنم...

بی تو فقط میتوانم سعی کنم زنده بمانم نه زندگی...

هنوز سنگ فرش هایِ خیابانِ ولی عصر قدم هایِ مارا باهم در تاریخشان ثبت نکرده اند،

درخت هایِ به هم تنیده اش هنوز سایه یِ سرِمان نشده اند.

چقدر خوب است باران که مظهر قلبِ پاک و زلالِ توست...

هوایِ بارانی با هوایی که تو درآن نفس میکشی شباهت عجیبی دارد،

انگار باد آمده و هوایِ تورا با باران در آمیخته،

هوایی که آدم را عاشق میکند،

شاعر میکند...

امّا هنوز دستانم ازدستانِ تو خالیست،

بیا که باران دلش برایِ لطافتِ"تو"تنگ شده...


مهتاب نوشت:تقدیم به وهابِ عزیز که عاشق ِ باران است و باران نیز عاشق ِ قدم هایِ او...



برچسب‌ها: تقدیمی, دلنوشته
[ جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 ] [ 18:11 ] [ مهتاب ]
درست وقتی کنارم هستی و میشه،

باتو قدِ یه دنیا حرف زدو خندید،

درست وقتی کنارت حرفِ خوشبختی،

صریحه مثلِ معنای خودِ امّید،

همین موقَس که معنی صبوری رو؛

میشه با گوشت پوست و استخون فهمید

همین موقَس که میفهمم،

چه صبری داره این قلبِ پر از امّید

                 ***

صبوری میخواد از هجومِ عشقِ تو،

قدِ چند ماه دوری رو تحمّل کرد،

توو این چند ماه که تنها حرفش آسونه،

بشه تیک تاکِ ساعت رو تحمّل کرد


مهتاب نوشت:تقدیم به وهاب و نگینِ عزیزم:*

مهتاب نوشت2:تقدیم کردن چه حسه خوبی داره:):)

مهتاب نوشت3:چشم هایم چند وقتیست میسوزند،

دکتر  اشک مصنوعی برایم تجویز کرده،

کسی خبر ندارد

من دو روز از چشم های تو دور باشم اشکِ طبیعی برای خودم میپیچم!



تذکر نوشت:ممنون میشم اگه نظرات قشنگتون فقط راجع به پست های وبلاگ باشه نه مطلب دیگه...


برچسب‌ها: ترانه, مینیمال, تقدیمی
[ سه شنبه پانزدهم فروردین 1391 ] [ 18:40 ] [ مهتاب ]

نمیدونم چه حسّی داره این از تو نوشتن،

که وقتی حرفِ تو میشه،"الف"تا"ی"ردیف میشن جِلو چشمم

سکوتِ دفترِ قلبم پر از آهنگ ِ تو میشه،

من فقط اسمتو میارم،شبم با"تو" سحر میشه...

.

.

.

.

عیدتون مبارک دوستای عزیزم

اگه دوست داشتید فایل صوتی رو دانلود کنید،امیدوارم گوش هاتون رو اذیّت نکنه

فایل صوتی



برچسب‌ها: ترانه, فایل صوتی
[ یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390 ] [ 23:10 ] [ مهتاب ]

رقص نورو بارون خاطره درخیالم،

ترافیک پایتخت و صدای آهنگی که هردو یمان دوستش داریم...

تنها جای ِخالی تو،تویِ ذوقم میزند،

اشتهایم را به دنیا از دست میدهم،بی تو...


مهتاب نوشت:4شنبه سوریتون مبارک،امّیدوارم اطرافِ شما انقد صدای موجِ انفجار(!!)بلند نباشه که مجبور باشید تو گوشتون پنبه بذارید:))

انشالله قبل از عید هم آپ میکنم

مهتاب نوشت2:صدای اسپیکر هاتون رو بلند کنید،

عیدت مبارک نازنین:))



برچسب‌ها: مینیمال
[ سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390 ] [ 20:8 ] [ مهتاب ]
                                           "شلــــــــیک"
بالاخره منتشر شد...!

.
.
.
.
.
وامآا چند خط ازنگاه من درباره ی فرزاد فرزینِ عزیز:
صدایی که بدونِ شکخیلی از ماها باهاش خاطره داریم و صدایی که شبیهِ هیـــــــچ صدایی نیست!
فرزادِ فرزین نزدیک به یک دهه ست که تونسته هنرو تواناییِ خودش رو با صدایِ متفاوتش به رُخ بکشه،وانصافآدر این راه هم موفق بوده...
فرزاد همیشه سعی کرده با خوانندگان هم نسل خودش رقابت سالمی رو داشته باشه،درحالیکه همیشه  ثابت کرده که یه سرو گردن از شون بالاتره!
به نظرِمن فرزادِفرزین وقتی از تفاوت حرف میزنه،این تفاوت رو میشه تو ثانیه ثانیه آهنگاش و کنسرت هاش حس کرد...
خواننده ای که برایِ شعورِ مخاطبانش ارزش قائله...
این بار هم باآلبومِ جدیدِ خودش،که 2سال برای تهیّش زحمت کشیدو بافکرو احترام اون رو منتشر کرد،یک بار دیگه نبض موسیقــی ایــران رو به معنای واقعی کلمه در دست میگیره!
این آلبوم فاخر امروز روانه ی بازار موسیقی شد
فرزادِ فرزین این بار بعد از شراره ، شوک و شانس،شاهکارِ دیگه ای و به سمتِ موسیقیِ ایران شلّیک کرد!

مهتاب نوشت:آلبوم رو حتمآِ حتمآِ حتمآ!اُرجینال تهیه کنید...

برچسب‌ها: معرفی آلبوم
ادامه مطلب
[ سه شنبه نهم اسفند 1390 ] [ 22:27 ] [ مهتاب ]

لابه لای شعر و غزل های دیگران ناخواسته پیدا میشوم،

هرجا که احساسشان گُل میکند،پای آسمان و مهتاب را به میان میکشند...!

من امّا به صدا کردن زیر لبیِ تو قانعَ م...

شعر و غزل پیشکش صدایت ،

تو فقط یک بار عاشقانه بگو:

مهتاب!

من ردیف میشوم برای چشم هایت!


مهتاب نوشت:میبینی حضورِ من درمقابل چشم هایت چه ایهامِ زیبایی دارد؟

مهتاب نوشت2:نمیدونم چرا من عاشق این صدا شدم،یه دهه ی هفتادی و این سبک خوندن!

زندونِ دل

نیاز

در گوشی نوشت:یک اتّفاق خوب دیگه!آلبوم اشعار"اندیشه فولادوندِ"عزیز(آخرین حرفِ معاصر) بالاخره منتشر شد پس از ده سال!

حتمآ آلبوم رو بخرید و گوش کنید،اندیشه کولاک کرده به معنای واقعی کلمه...

*******************************+**********************************

مهتاب نوشت3:من افتخار میکنم به وجود مفتخرِ شما عالیجناب!این طرف و آنطرف را نگاه نکن،دقیقا باخودِ خودِ شما هستم...!29/11/90...20:30
برچسب‌ها: مینیمال
[ جمعه بیست و هشتم بهمن 1390 ] [ 9:42 ] [ مهتاب ]
تورو دارم تو این دنیا،تو رو دارم تو این لحظه،

همین رو یا اگه خوابه، به یه دنیا می ارزه،

تو از جنس یه فانوسی،واسه شب های تاریکم،

همین فانوس اگه کم نور،سراپا پاکیِ محضه!


سعادت داره این قلبم، که باشوقِ تو احیا شه،

که دستاتو بگیره و،نفس هاش مالِ تو باشه

ببین فنجونِ احساسم،حالا لبریزه از دوری،

بیا این دوری و بشکن،واسش تلخه جدا باشه


تمومِ عاشقی هامو،میخوام قسمت کنم یک شب،

یه شب تو عمق این ظلمت،یه شب غرقِ همین غربت

تمومِ عاشقی هامو،میخوام قسمت کنم باتو،

یه شب تویِ همین خونه، منم میشم شبیهِ "تو"...

13.11.1390...19:00


مهتاب نوشت:سلام،منو بخاطر تاخیرم ببخشید،واینکه،مطلب درج شده درقسمت"درباره وبلاگ"رو مورد عنایت قرار  بدید،البته این مطلب واسه عزیزانی هست که گذری وبلاگ رو میبینن شما دوستان همیشگی و قوت قلب من که عزیزید...ممنون از نگاه های قشنگنتون...




برچسب‌ها: ترانه
[ پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390 ] [ 20:23 ] [ مهتاب ]
این روزها وقتی نگاهت میکنم شبیه اعداد گنگ میشوم!

اعداد گنگ را که میشناسی؟

چرا انقدر پیچیده شدی؟

یک لحظه صبر کن...

کمی بچرخ،

شاید باید زاویه دیدم را تغییر دهم،

دو دوتا=؟!

نگفتم پیچیده شده ای!


مهتاب نوشت:این روزهاحال و هوای نرگــس خریدنه!چه عطری داره...امتحان کنید

"چه بوی نرگسی میپیچه این جا،اگه این باد سرگردون بذاره"

*حدیث دهقان

مهتاب نوشت2:اهم اهم...شما پیچیده بودنتم خوبه،اصلا همین که نمیشه معماتو حل کرد قشنگه...


برچسب‌ها: مینیمال
[ سه شنبه بیست و هفتم دی 1390 ] [ 18:50 ] [ مهتاب ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

venus*

"نمیدونم چه حسّی داره این از تو نوشتن
که وقتی حرفِ تو میشه،الف تا یِ ردیف میشن جلو چشمم
سکوتِ دفترِ قلبم پُر از آهنگِ تو میشه
من فقط اسمتو میارم،شبم باتو سحر میشه"
سلام...
این وبلاگ قطره ی کوچیکی از دریای احساسات منه
امیدوارم از مطالبی که مینویسم لذت ببرید
واینکه لطفامطالب وبلاگ رو کپی نفرمایید،
خوب یابد،تلخ یا شیرین،مطالبی که اینجا ثبت میشود تراوشات ذهنی بنده ی حقیر است
ممنون از توجهتون